تبليغاتX
هياهوي آزادي

هياهوي آزادي

امروز ديگر مجالي براي ها كردن به تو نمي دهند

اوباما

این دزد با چراغ می آید و کالا را گزیده تر می برد

ترجمه: افسانه نگاهی

 

ایران محور و کانون مرکزی تحولات و رویدادهای انتخاباتی امریکا شده و از همه مهمتر، رقابت همه کاندیداها با یکدیگر بر سر نحوه رویاروئی با ایران!

هم در ایران و هم در امریکا به این باور دامن زده شده بود که "اوباما" چون یک رگ مسلمانی دارد و رنگ پوستش هم سیاه است، گوشه چشمی به جمهوری  اسلامی دارد و با انتخاب او به ریاست جمهوری، مناسبات امریکا و ایران متحول خواهد شد!

در روزهای اخیر، مطالب و گزارش هائی درباره "اوباما" پخش شده که این قصر شیشه ای را درهم می شکند.

او در موضع گیری های اخیرش کاملا آشکار ساخت که در ارتباط با ایران سیاست متفاوتی نسبت به کاندیدای اصلی جمهوری خواهان یعنی سرهنگ "مک کین" ندارد. حتی شاید به دلیل هوش و ذکاوتی که دارد، این ارتباط سخت تر و پیچیده تر هم بشود.

سخنرانی او برای اسرائیلی های امریکا که در ژانویه 2006  و هنگام بازدید ازاسرائیل ایراد شده، در روزهای اخیر توسط تیم انتخاباتی او وسیعا پخش و تبلیغ شده است؛ هدف از این کار نشان دادن پیوند او با جامعه یهودیان امریکا و حمایت از اسرائیل است.

اوباما در این سخنرانی می گوید:

رهبران جهان باید هرکاری که لازم است برای متوقف ساختن غنی سازی در ایران و رسیدن دست رهبران این کشور به سلاح اتمی انجام بدهند. رئیس جمهور ایران فردی غیرمسئول و خطرناک است که بی اعتناء به نیازهای مردم ایران جلو می رود. من هم اعتقاد دارم که ایران تهدیدی برای جهان است. مقابله نظامی با این تهدید بعنوان یک امکان مطرح است اما ما باید از روش های محکم سیاسی نیز استفاده کنیم، از جمله گسترش تحریم های اقتصادی.

در ایران، فرماندهان سپاه، رئیس جمهور احمدی نژاد و رهبر جمهوری اسلامی چنین تصور کرده اند که با روی کار آمدن "اوباما" ارتش امریکا از عراق بیرون رفته و زمینه برای جمهوری اسلامی به سبک ایران در عراق فراهم می شود و به تقلید از ایران کُرد و سنی و اقلیت، ملی و مارکسیست و چپ و خلاصه هر مخالفی در عراق سرکوب خواهد شد. اما "اوباما" نقشه های دیگری در سر دارد. او ابتدا مسئله را اینگونه طرح کرده است که جنگ در عراق به نفع ایران تمام شده است زیرا به رهبران این کشور امکان داد تا علیه امریکا واسرائیل تبلیغ کنند. "اوباما" مسئله عقب نشینی نظامی امریکا از عراق را طرح می کند، اما این نیمه پر لیوانی است که دست اوست و نباید مانند رهبران جمهوری اسلامی خود را به ندیدن نیمه خالی این لیوان زد. "اوباما" زیرکانه و درعین دفاع از خروج نظامی از عراق، طرح استقرار نیروهای امریکائی در منطقه را پیش کشیده است. یعنی از عراق بیرون می روند اما در اطراف ایران برای حمله موثر مستقر می شوند و ایران را با جزایر نظامی محاصره می کنند.

این حقیقت دارد که او مانند "مک کین" کلاسیک نمی اندیشد و مثلا خروج از عراق را نشانه شکست امریکا نمی داند، اما باید تفسیر او از این عقب نشینی را هم بخاطر داشت، مثلا می گوید که امریکا در حمله به عراق به اهدافش رسیده است. این اهداف از نظر او آنست که سال های سال طول خواهد کشید تا عراق بتواند دوباره به تهدیدی جدی برای اسرائیل تبدیل شود و مردم این کشور خود را صاحب و مالک نفت عراق بدانند.

به نظر من "اوباما" درهراس از پس زمینه مسلمانی اش در حمایت ازاسرائیل شدیدتر از هرکاندیدای دیگرظاهرخواهد شد.

متن سخنان اوباما به زبان انگلیسی در آدرس اینترنتی زیر موجود می باشد:

http://www.suntimes.com/news/politics/281249,CST-NWS-OBAMA03.article

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

سرود بين الملل(انترنسیونال)

برخيزيد، دوزخيان زمين !
برخيزيد، زنجيريان گرسنگي
!
عقل از دهانه آتشفشان خويش تندروار می‌غرد

اينک! فوران نهائی ست اين
.
بساط گذشته بروبيم
.
به‌پا خيزيد! خيل
بردگان، به‌پا خيزيد !
جهان از بنياد ديگرگون می ‌شود

هيچيم کنون، «همه
» گرديم !
نبرد نهائيست اين
.
به‌هم گرد آييم

و فردا «بين‌الملل»

طريق
بشری خواهد شد .
رهاننده برتری در کار نيست،

نه آسمان، نه قيصر، نه خطيب
.
خود به رهايی خويش برخيزيم،‌ای توليدگران!

رستگاری مشترک را برپا داريم
!
تا راهزن آنچه را که ربوده رها کند،

تا روح از بند رهايی يابد،

خود به
کوره خويش بردميم
و آهن را گرماگرم بکوبيم!

نبرد نهائيست اين
.
به‌هم
گرد آييم
و فردا «بين‌الملل»

طريق بشری خواهد شد.

کارگران، برزگران!

فرقه عظيم زحمتکشانيم ما

 جهان جز از آن آدميان نيست
مسکن بيمصرفان جای
ديگريست .
تا کی از شيره جان ما بنوشند؟

اما امروز و فردا،

چندان که
غرابان و کرکسان نابود شوند
آفتاب جاودانه خواهد درخشيد
.
نبرد نهائيست
اين .
به‌هم گرد آييم

و فردا «بين‌الملل»

طريق بشری خواهد شد
.

اوژن پوتيه

ترجمه: احمد شاملو
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

با سلام

امیدوارم از چند روز دیگه با شما بودن را مجددن آغاز نمایم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

آسوشیتدپرس به نقل از دیپلمات‌ها خبر داد:

 

پیشنهاد جدید ۱+۵ به ایران

Sat / 30 06 2007 / 10:21



خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از دیپلمات‌ها گزارش داد، که پنج عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان ( گروه ۱+۵) در حال بررسی طرحی هستند که براساس آن اگر ایران از گسترش برنامه غنی سازی اورانیوم خودداری کند، شورای امنیت نیز کار بر روی تحریم‌های جدید تهران را متوقف خواهد کرد.

این خبرگزاری افزود: موضع علنی واشنگتن و حامیان كلیدی‌اش همچنان تعلیق كامل غنی‌سازی درایران است اما این پیشنهاد منعكس كننده‌ی آمادگی برای پذیرش برنامه‌ی نسبتا پیشرفته‌ی غنی‌سازی اورانیوم دست كم در ابتدای امر به امید ایجاد فضایی برای كاهش تنش‌هاست كه راه را برای احیای مذاكرات چند جانبه‌ای بگشاید كه هدفش تعلیق بلند مدت برنامه‌ی ایران است.

این پیشنهاد مبتنی بر ایده‌ای است كه ابتدا محمد البرادعی، مدیركل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مطرح كرد كه به "تایم اوت" معروف است و براساس آن ایران غنی‌سازی و جامعه‌ی جهانی تحریم‌های بیشتر علیه ایران را تعلیق می‌كند.

دیپلمات‌ها اوایل ماه جاری به آسوشیتدپرس گفته بودند كه با وجود ملاحظات مقدماتی آمریكا، این ایده در میان انگلیس، فرانسه و آلمان به عنوان راهی ممكن برای رفع بن‌بست بر سر غنی سازی و ایجاد فضایی كه حامی از سرگیری مذاكرات باشد، جریان پیدا كرد.

این دیپلمات‌ها روز جمعه گفتند كه انگلیس اخیرا پیشنهادی را مطرح كرده است كه اوایل ماه جاری به وسیله‌ی خاویر سولانا، رییس سیاست خارجی اتحادیه‌ی اروپا از جانب آمریكا سه كشور اروپایی، روسیه و چین به علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران تسلیم شد.

یك دیپلمات اروپایی آشنا با این مساله گفت كه متاسفانه ایران هنوز به آن پاسخ نداده است با این حال این پیشنهاد بر روی میز است.

وی افزود: این فقط می‌تواند یك تایم اوت باشد، چرا كه شورای امنیت قطعا به طور نامحدود وضع موجود را نخواهد پذیرفت كه در آن ایران به فعالیت‌های كنونی غنی‌سازی ادامه می‌دهد.

اما دیپلمات دیگری گفت كه این پیشنهاد حتی فراتر رفته است و اشاره می‌كند كه آمادگی ایران برای توقف توسعه‌ی برنامه‌اش می‌تواند به مذاكرات منجر شود به جای این كه فقط وظیفه‌ی سولانا و لاریجانی را كه در ماه مه سه بار با هم دیدار كردند، تسهیل كند.

دیپلماتی دیگر كه مانند دیگران از افشای نامش خودداری كرد، گفت: تعلیق در ازای تعلیق پیش شرطی ظاهری برای مذاكرات است اما هدف نهایی همچنان تعلیق بلندمدت است.

این گزارش حاكی است شاخصه‌های دلگرم كننده‌ی دیگری نیز درخصوص این مساله مطرح شده است؛ ایران اخیرا متعهد شد به پرسش‌های باقی مانده‌ی آژانس پاسخ دهد.

شورای امنیت به غیر از درخواست تعلیق غنی‌سازی و توقف راكتور تولید پلوتونیوم از ایران خواسته بود به پرسش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره‌ی فعالیت گذشته‌اش، پاسخ دهد.

خبرگزاری رویتر با اشاره به این مطلب به نقل از یك مقام وزارت امورخارجه‌ی انگلیس كه به سوالی درباره‌ی تدوین پیشنهاد ذكر شده از سوی انگلیس پاسخ می‌داد، نوشت: گام‌های بعدی در حال بررسی است اما سیاست ما همچنان مانند گذشته است.

وی افزود: هیچ انعطافی درباره‌ی تقاضا از ایران مبنی بر این كه باید غنی‌سازی را پیش از آغاز مذاكرات تعلیق كند، وجود ندارد.

براساس این گزارش طرف ایرانی هیچ اظهارنظری فوری در این باره نكرده است.

در این گزارش به نقل از یك دیپلمات عالی‌رتبه اروپایی درباره‌ی پیشنهاد انگلیس آمده است: درواقع این به نوعی "‌وقفه در دعوا" در حالی است كه تلاش می‌شود درباره‌ی یك آتش‌بس دایم مذاكره شود.

منبع : ایسنا

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

۲۲ خرداد روز همبستگي زنان مبارك باد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

جنبش کارگری ایران پوران بازرگان را از دست داد.

 

در نخستین ساعات بامداد چهارشنبه هفتم مارس 2007، برابر با  شانزدهم اسفند 1385، مبارز سوسالیست و یار پیکارجوی کارگران ایران و جهان، پوران بازرگان درسن هفتاد سالگی دریکی از بیمارستان های حومه پاریس چشم از جهان فروبست.

پوران بازرگان از اعضای اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران، بخش منشعب از آن سازمان و سپس سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر بود. قلب او برای طبقه کارگر و زحمتکشان ایران و جهان می طپید. او یار وفادار همه ستمدیدگان جهان، خلق های تحت ستم و بویژه خلق های مبارز منطقه و یار همیشگی خلق فلسطین بود. فقدان او برای جنبش ضدامپریالیستی و آزادیخواهانه ایران و بویژه برای جنبش سوسیالیستی ایران، جبران ناپذیر است.

زندگی پوران بازرگان در مبارزه برای عدالت اجتماعی و رهائی زحمتکشان و ایران خلاصه میشد. او از فعالان خستگی ناپذیر جنبش رهائی زنان بود.

همبستگی سوسبالیستی با کارگران ایران، یکی از یاران و پایه گذاران مبارز و خلاق خود و جنبش کارگری ایران یکی از مدافعین پرشورش را از دست داد.

ما با همدردی  با خانواده او و بویژه همسر مبارزش تراب حق شناس، این سوگ بزرگ را به همه مبارزان راه آزادی، سوسیالیسم، دموکراسی و استقلال ایران تسلیت میگوئیم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

من در کجای جهان ایستاده ام

 

در حالی که فرزندان سلاله‌ی چپ مارکسیست در دخمه‌های تاریک حکومت مذهبی جمهوری اسلامی
به مسلخ برده شدند و سرانجام بعد از هفت سال کشتار سیاه دهه‌ی شصت در شب‌های ننگین
سال 67 بدون محاکمه و دادگاه به حکم رهبران حکومت مذهبی در حالی که اکثرن حکم های زندان
خود را به پایان برده بودند یا در روزهای آخر زندان‌شان به سر می‌بردند کشتار دست جمعی گردیدند
و تا یک دهه بعد از آن هر آنچه که نام چپ واقعی و کمونیسم را بر خود داشت با شدیدترین واکنش‌ها
در هر محیطی اعم از عمومی، کارگری، دانشجویی، نشر و حتا حوزه‌های خصوصی و خانه‌های شخصی
روبرو می‌شد تا جایی که حتا با مراسم یادبود اعدام شدگان سال 67 در بزرگ‌ترین گورستان دسته‌جمعی آزادی خواهان سیاسی ایران ـ خاوران ـ برخوردهای شدیدی صورت می‌گرفت.

حتا هم اکنون نیز بعد از سال‌های به ظاهر آزاد رفرم سطحی اصلاحات درون حکومتی؛ جنبش کارگران
به شدیدترین شکل ممکن سرکوب می‌شود و حقوق مصرح قانونی کارگران در قانون کار نیم‌بند
رژیم جمهوری اسلامی زیر پا گذاشته می‌شود و فعالان کارگری با تهدیدها، اخراج‌ها، بازداشت‌ها، زندان‌ها
و شکنجه‌های گوناگون روبرو می‌شوند.

روشنفکران مستقل و نهاد آنها برای مبارزه با سانسور و دفاع از آزادی بیان ـ کانون نویسندگان ایران ـ
مورد هجمه‌های سنگین قرار می‌گیرد به شکلی که در چند سال گذشته حتا امکان برگذاری نشست سالیانه‌ی کانون هم وجود نداشته است و هنوز نه تنها خاطره‌ی قتل عام سیاسی روشنفکران که اوج آن
در قتل های سیاسی پاییز سال 77 متبلور شد و پیش از آن به شکلی بسیار گسترده‌تر و بی سروصداتر صورت گرفته بود، از اذهان عموم مردم ایران پاک نشده بلکه تکلیف همان چهار مورد قتلی را نیز که
رژیم جمهوری اسلامی مسئولیت آن را به عهده گرفته‌بود، مشخص نشده‌است و وكیل شجاع و آزادی‌خواه خانواده‌های قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای ـ دکتر ناصر زرافشان ـ که خود نیز از فعالان بنام و پایدار جنبش
چپ کمونیستی ایران است در زندان به سر می‌برد.

آری امروز در پی ژست‌های سطحی و روبنایی و در عین حال دروغین و متقلبانه‌ی دولت احمدی‌نژاد نسبت به ادعای عدالت‌طلبی و محرومیت‌ستیزی و تظاهر به مبارزه با امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا
و تلاش برای نزدیکی به دولت‌های مستقل دنیا از جمله جریان‌های چپ دومکراتیک آمریکای جنوبی آن‌هم با توجه به مسایلی که در بالا ذکر آن رفت و در عين حال تقویت سرمایه داری دلال غیر مولد داخلي وابسته به بازار و کاهش قدرت خرید مردم و پایین آوردن توان زندگی طبقات متوسط و پایین جامعه
و در موازات آن، جنجال‌طلبی و آشوبگری عمومی در عرصه‌ی امنیت جهانی و تحریک جنگ‌طلب‌های راست‌گرای سرمایه‌داری به امید ایجاد فضاي حماسی و احساسی برای به دست آوردن فرصت مشابه سرکوب و کشتار یکپارچه‌ی نیروهای آزادی‌خواه و مستقل داخلی و ایجاد فضای دوقطبی و قراردادن مردم و فعالان سیاسی ـ اجتماعی در وضعیت انجام‌شده‌ي میهن ـ دشمن و چشم پوشی از مطالبات بر حق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خودشان و البته در همین حال به باددادن سرمایه‌های ملی کشور برای جبهه‌سازی‌های ساختگی و باج‌دادن به شرکای ناپایدار اقتصادی مثل چین و روسیه از ترس چربیدن توان حریف مقابل خارجی و ناکام ماندن پروژه‌ي يكسره‌كردن وضعیت‌داخلی آن‌هم توسط دولتي غیردموکراتیک که در انتخابات ناسالم غیررقابتی به خیمه‌شب‌گردانی جریان‌های پشت پرده با عنوان شورای نگهبان
قانون اساسی که بیشتر نگران منافع جمعي محدود برای مانع‌تراشی اجرای همین اصول نیم‌بند مردمی موجود در قانون اساسی غیردموکراتیک فعلی است؛ رادیو تلویزیون دولتی
رژیم جمهوری اسلامی در پی نمایشی مضحک اقدام به پخش دفاعیات شهید بزرگ مبارز خلق های ایران، زنده یاد خسرو گلسرخی می‌كند و سپس با احمقانه‌ترین روش در حالی که خود چند دقیقه پیش متن دفاعیه را پخش کرده‌است مترسک بی‌هویتی را که در جوامع دانشگاهی نماد حماقت و نادانی است
عَلَم می‌کند تا اندیشه‌ی تاریخی مبارزه‌ی طبقاتی کمونیسم را به‌زعم خود نقد کند یا به تمسخر بگیرد
و در کمال حماقت اعلام کند که در كمونيسم انسان، گاو، خر و بز در یک جایگاه قرار دارند و ادعا کند که آزاد مردی چون گلسرخی چیزی برای مایه نهادن از اندیشه‌ی خود نداشته‌است و اگر هم پایداری كرده
به‌ دلیل استناد به گفته‌های مذهبی‌اش بوده‌است و این همه در حالی است که در همین خیمه‌شب‌بازی مضحک تلویزیونی چند دقیقه قبل از زبان این شهید خلقی بیان شده که من در اين بيدادگاه به عنوان
یک مارکسیست ـ لنینيست چنين مي‌گويم.

سپس از زبان همان مترسك اعلام مي‌شود که پویان، احمدزاده و دیگر تئوريسين‌هاي جنبش کمونیستی ایران سواد و دانش چندانی نداشته‌اند و بیشتر تحت تاثیر جذبه‌ي احساسی نظریه انقلابی کمونیسم بوده‌اند، حال آن‌که تاریخ در سطح كلان و حتا در همین ایران خودمان نشان‌داده که بهترین
و برترین نيروهاي جوان دانشگاهی جذب نظریه انقلابي کمونیسم گردیده‌اند و در زمانی که نیروهای انقلابی چپ در زیر شکنجه‌های وحشتناک دستگاه دژخیم ساواک پهلوی قرار داشتند و یا در برابر جوخه‌های اعدام قرار می‌گرفتند و شجاعانه بر آرمان خود ایستادگی می‌کردند رهبران فعلی جریان مذهبی تلگراف‌های تبریک برای تولد شاهنشاه آریامهر ارسال می‌کردند و سپاس‌نامه‌ی شاهنشاهی را امضا می‌فرمودند.

و این‌ها در حالی است که نظریه‌ی انقلابی کمونیسم مورد بیشترین هجمه‌ي نیروهای رژیم جمهوری اسلامی قرار دارد و نه تنها شرایط برابری برای پاسخگویی یا در معرض قضاوت افکار عمومی قرارگرفتن، ندارد که حتا کوچکترین علائم خارجی وجود این نظریه در بخش‌های مختلف اجتماع از جمله:
کارگری، زنان، دانشجویی وغیره با بیشترین فشار، ممنوعیت و سرکوب رژیم روبرو می‌شود که البته انتظاری غیر از این هم از حکومتی که پایه‌هايش بر سرکوب، کشتار و دیکتاتوری بنا شده‌ باشد نمي‌رود
و جریان کمونیسم انقلابی هرگز منتظر بذل و بخشش آزادی و حقوق اساسی خود از سوی این حکومت نبوده‌است بلکه به سلوک پیشگامان نخستین خود از صدر تاریخ تا امروز با پایداری و شجاعت برای احقاق حقوق طبیعی و انسانی خود و همنوعانش مبارزه می‌کند، چرا که به امکان ایجاد جهانی ديگرگونه و تغییر مناسبات حاکم بر روابط مابین انسان ها ایمان دارد و چنین رفتارهای مضحکی نه تنها در روش و مسیر حرکت جنبش يا کاهش سرعت آن تاثیری نمی‌گذارد بلکه حتا فعالین جنبش چپ کمونیستی ایران را
در پیگیری اصول و مواضع خود راسخ‌تر می‌نماید و ماهیت واقعی رژیم و بازی‌گردان‌های صحنه‌های تبلیغاتی‌اش را برای مردم روشن‌تر می‌نماید.

در این میان از تمام فعالین بخش های گوناگون جریان چپ ایران اعم از سوسیال‌دموکرات، سوسیالیست، مارکسیست ـ لنینیست و کمونیست انتظار می‌رود با اتحاد هرچه بیشتر بر سر مواضع مشترك اصولی
و افشای ماهيت واقعي چنین حرکات مزورانه و ابلهانه‌ی حکومت و دستگاه‌های تبلیغاتی‌اش در برابر
این بازی‌های غیراخلاقی و فرصت‌طلبانه، سکوت اختیار نکنند و نسبت به آگاه‌سازی توده‌های مردم در برابر چنین روش‌هایی فعالانه برخورد نمایند. هم‌چنين امید آن می‌رود که جریان‌های منتسب به چپ جهانی، به‌ویژه چپ‌های حاکم در کشورهای آمریکای جنوبی به‌دور از بازی‌های آلوده‌ی سیاسی و با در نظر گرفتن منافع جهانی نیروهای مولد و تحت‌ستم با آگاهی و هوشیاری بیشتری نسبت به حکومت جمهوری اسلامی و دستگاه‌های تبلیغاتی‌اش برخورد نمایند و پاسخ مناسبی به چنین توهین‌ها و رفتارهای فرصت‌طلبانه‌ی حکومت جمهوری اسلامی و عوامل آن نسبت به نظریه‌ي انقلابی چپ کمونیستی بدهند تا بوقچی‌های
این حکومت ضدمردمی و ضدانقلابی وابسته به روابط کثیف مناسبات سرمایه‌داری گمان نکنند که اعمال
و رفتارشان بدون پاسخ باقي مي‌ماند و هر آن‌چه که بخواهند می‌توانند انجام بدهند یا بگویند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 3:23 قبل از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

هفته پرخبری که پشت سر ماند


 

نشانه های شکست سیاست جنگی


در مذاکرات اتمی و افشاگری های داخلی

 

 

هفته ای که گذشت، همراه شد با نشانه های بسیار جدی شکست یک سیاست نظامی و ماجراجویانه که در ادامه آن، اگر

 

حادثه ای غیر قابل پیش بینی روی ندهد، باید در انتظار خانه تکانی هائی در درون حاکمیت نیمه نظامی موجود در جمهوری

 

اسلامی بود.

این سیاست با سمت گیری فعالیت های اتمی و هدایت و مدیریت آن در دست فرماندهان سپاه و گروهی از حاکمیت به

 

سکانداری رهبر جمهوری اسلامی همراه بود و همچنان هست. با آنکه نشانه های شکست این سیاست در جریان مذاکرات

 

اتمی و برخی مانورهای توام با عقب نشینی پنهان برای غنی سازی اورانیوم از یکسو و برخی کشاکش ها و افشاگری های

 

سیاسی از سوی دیگر آشکار شده، اما هنوز زود است در باره سرانجام قطعی این شکست، پیش از فاجعه آفرینی های ملی

 

قضاوت کنیم. بی شک وقوع یک حمله نظامی به ایران در راس این فاجعه آفرینی ها قرار دارد و به همین دلیل همچنان باید

 

سمت گیری هر نوع فعالیت سیاسی نیروهای مترقی در ایران مقابله با سیاست جنگی، افشای نتایج آن و جلوگیری از تحمیل

 

شدن یک جنگ جدید و ویرانی های ناشی از آن به ایران باشد.

اشاراتی که محافل اروپائی و امریکائی در هفته گذشته به نتایج مذاکرات اخیر اتمی ایران کرده و تمایل رهبران سیاست

 

جنگی حاکم بر ایران را به عقب نشینی پنهان و قبول پیش شرط مذاکرات با اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل –

 

توقف غنی سازی- کرده اند، در داخل کشور نیز با اعتراض به مخفی کردن این عقب نشینی از مردم ایران همراه شده است.

از جمله در مصاحبه دبیرکل جدید جبهه مشارکت که ضمن استقبال از بازگشت به سیاست اتمی دوران ریاست جمهوری محمد

 

خاتمی، از مخفی کردن این بازگشت از مردم ابراز تاسف و تعجب کرد.

در عرصه ای دیگر، نشانه های این شکست را می توان در برخی افشاگری های غافلگیر کننده هاشمی رفسنجانی در هفته

 

گذشته جستجو کرد. بی تردید متن نامه ای که وی از آیت الله خمینی انتشار داد و نکاتی که در مصاحبه خود با روزنامه

 

همشهری طرح کرد، ادامه مخالفت وی با سیاست جنگی- اتمی رهبر و گروهی از فرماندهان سپاه پاسداران بود. اگر زمینه

 

ها و نشانه های شکست سیاست جنگی، در راس حاکمیت انعکاسی دقیق تر و مستندتر از آنچه در بیرون از حاکمیت

 

منعکس است نداشت، زمینه چنین افشاگری مهمی فراهم نمی شد. گرچه این افشاگری را بتوان، تاحدی رفتن به استقبال

 

انتخابات مجلس خبرگان رهبری نیز ارزیابی کرد.

اعلام بیهوده بودن اتهام "کودتای حزب توده" که اسدالله لاجوردی پس از یورش به حزب آن را با عنوان "کودتای خزنده"

 

اعلام داشت و بعدها نورالدین کیانوری دبیراول وقت حزب توده ایران در نامه تاریخی و افشاگرانه خود جزئیات شکنجه و

 

اعتراف گیری برای همین اتهام را شرح داد.( متن این نامه را می توانید در سایت راه توده، در بخش کیانوری بخوانید)

قبول این واقعیت که این یورش مبنای بسیاری از انحرافات جمهوری اسلامی از مسیر انقلاب و رسیدن به لحظه فاجعه بار

 

کنونی شد.

و اشاره به خواست فرماندهان سپاه در سال های جنگ با عراق برای تشکیل دولت نظامی و یا تمایل پاره ای از آنها برای

 

دست یابی به سلاح اتمی و سلاح های لیزری،

رویگردانی مردم از جنگ و جبهه،

قرار گرفتن کشور در آستانه شکست کامل جنگی و از دست رفتن مناطق نفتی و سلطه امریکا بر آن و...

همگی گوشه هائی از این افشاگری است. آنچه که افشاء شد، بخش اندکی از مسائل و رویدادهای پنهانی است که اگر روزی

 

همه آنها فاش شود، حقانیت تاریخی مشی و سیاست حزب توده ایران در برابر انقلاب 1357، مخالفت آن با ادامه جنگ با

 

عراق، هشدارهای مکرر آن درباره خطر توطئه های امریکا و از جمله حمله نظامی به ایران توسط عراق و ضرورت

 

تشکیل یک جبهه واحد ملی و دمکراتیک و... بر همگان آشکار خواهد شد. امری که بی اعتنا به پنهان کاری ها، سرانجام

 

نیز در سینه تاریخ ثبت خواهد شد و آیندگان درباره آن قضاوت خواهند کرد.

همزمان با این افشاگری ها و با تعمیق بیشتر شکست سیاست جنگی و حاکمیت سپاهی که در بحران عمیق اقتصادی،

 

شورش های کارگری، گسترش فقر، بیکاری و بویژه گرانی افسار گریخته نیز ریشه دارد و منعکس است، خطر دیگری در

 

کنار خطر حمله نظامی به ایران قرار دارد و آن اقدامات و عملیات نظامی حاکمیت در داخل کشور برای یکدست کردن،

 

سرکوب ساختن مخالفان و باصطلاح کنترل امور است. حادثه ای که پس از قبول آتش بس در جنگ با عراق نیز تا حدود

 

زیادی شاهد آن بودیم. در کنار این خطر داخلی، نشانه های زدوبندهای بین المللی و معاملات پشت پرده سران سیاست

 

شکست خورده جنگی – اتمی نیز بود. یعنی همان نکته ای که در سرمقاله شماره گذشته راه توده و در ارتباط با سفر

 

احمدی نژاد به امریکا و برخی دیدارهای پنهان و مشکوک او در نیویورک به آن اشاره کردیم. یعنی معامله سیاسی با

 

امریکا، همزمان با شعارهای تند و تیز ضد امریکائی و هولوکاستی!

ما در اولین سرمقاله های راه توده، پس از به ریاست جمهوری رسیدن احمدی نژاد و اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری

 

دوره نهم نوشتیم و تاکید کردیم که تضادهای درون حاکمیت یکدست بزودی آشکار خواهد شد و دراین مرحله هیچ نیازی

 

نیست نیروهای واقعا اصلاح طلب و خواهان رفرم های بازگشت به آرمان های انقلاب قبل از بیداری دوباره مردم و کامل

 

شدن شناخت آنها از حاکمیت جدید به میدان درآیند. این دوران اکنون می رود تا پایان یابد و نیروهای سیاسی مخالف

 

سیاست جنگی- اتمی و طرفدار اصلاحات و رفرم با خانه تکانی های عمیق و تجمع هر چه بیشتر نیرو باید خود را آماده

 

بازگشت به صحنه کنند تا بتوان آن مسیری را بست که در بالا و بعنوان خطرات داخلی شکست سیاست جنگی و زدوبندهای

 

خارجی به آن اشاره کردیم.

این به میدان در آمدن همچنان باید با شعار و سیاست مخالفت با جنگ و حاکمیت نظامی و دفاع از صلح همراه بوده و نوک

 

تیز پیکان خارجی آن متوجه امریکا، بعنوان سکاندار بین المللی جنگ همراه باشد. همچنان که باید روی خواست های

 

اقتصادی مردم تاکید شده و با تمام نیرو ریشه های گرانی و بحران اقتصادی را برای مردم روشن ساخت تا بتوان آنها را

 

بر محور دو شعار بسیج کرد: مخالفت با جنگ و ضرورت تشکیل یک دولت وحدت ملی برای ایجاد تحولات ساختاری در

 

نظام اقتصادی و تغییر ترکیب طبقاتی حاکمیت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

سولانا می گوید: زمان تصمیم برای حکومت ایران فرا رسیده است

 

 

"خاویر سولانا" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در نشست روز چهارشنبه پارلمان اروپا خطاب به

 

قانونگذاران این اتحادیه گفت: وی در جریان مذاکرات اتمی با مقامات جمهوری اسلامی نتوانسته است به

 

هیچ توافقی در زمینه توقف غنی سازی اورانیوم دست یابد.

 

سولانا به رژیم اسلامی هشدار داد که اکنون زمان آن فرا رسیده است که در مورد ادامه گفتگو به منظور

 

حل مسئله اتمی خود یا متوقف کردن این گفتگوها تصمیم بگیرد و گفت: ادامه دادن به مذاکرات نمی

 

تواند تا ابد ادامه پیدا کند.

 

نامبرده افزود: اگر مقامات جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده اند که زمان مذاکرات به آخر رسیده

 

است ما ناچاریم راه دیگری را برگزینیم.

 

خاویر سولانا گفت: راه دیگر در مورد پرونده هسته ای جمهوری اسلامی واگذاری تصمیم گیری به شورای

 

امنیت است که با تدابیری همچون تهدید به تحریم اقتصادی و حتی حمله نظامی برای محدود کردن

 

فعالیت اتمی جمهوری اسلامی همراه خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط مهرآرآي  | 

در آستانه‌ی گذار به هزاره‌ی سوم، جامعه‌ی بشری، از نظر کیفی وارد مرحله‌ی نوینی از تکامل خود شده است. این تحول، سیمای جهان امروز و نظام روابط بین‌الملل را از بنیاد دگرگون خواهد کرد. سیاست‌مداران، اقتصاددانان، فیلسوفان و جامعه‌شناسان به‌رغم اختلاف‌های علمی و سیاسی براین باورند که بشریت در مسیر دورانی به هم‌پیوسته قرار گرفته است که به پیدایش نظام اقتصادی، سیاسی و فرهنگی یک‌پارچه و نوین جهانی منتهی خواهد شد. از این روست که اصطلاح «جهانی شدن» به صورت گسترده‌ای وارد ادبیات سیاسی جهان شده است.

طرفداران «جهانی شدن»، از پیدایش «جامعه‌ی مصرفی»، «پسا صنعتی»، «اطلاعاتی» و... سخن می‌گویند و معتقدند که با استقرار این پدیده که آن را «نظم نوین جهانی» می‌خوانند: 1- سطح زندگی و شرایط زیست مردم بهبود کیفی خواهد یافت. 2- امکان اشتغال بیش‌تر فراهم خواهد شد. 3- دست‌یابی آزاد و گسترده به شبکه‌های اطلاعاتی میسر خواهد شد. 4- فرهنگ‌ها و تمدن‌ها به تفاهم بیش‌تری خواهند رسید. 5- مرزهای ملی، دولتی و فرهنگی که مانع برقراری ارتباط سالم بین انسان‌ها و سد راه تبادل افکار، کالا و سرمایه‌ی آن‌هاست، از بین خواهد رفت. 6- هم‌زیستی میان طبقات متضاد اجتماعی فراهم خواهد شد و 7- صلح و امنیت بین‌المللی امکان‌پذیر خواهد شد.

اما مخالفان «جهانی شدن»، براین باورند که «جهانی شدن» روند طبیعی تاریخ بشر نیست، بلکه توطئه‌ای جهانی است که نتیجه‌ی استقرار آن برقراری جهانی جنگل محور است که دیگر جایی برای انسان، هویت ملی- فرهنگی و فردی او و نیز آرمان‌های اندیشگی و اخلاقیش باقی نخواهد ماند.

در عمل هر روز بر مخالفان «جهانی شدن» افزوده می‌شود. تقریباً تمام نشست‌های مراکز اقتصادی سرمایه‌داری جهانی از جمله «صندوق بین‌المللی پول»، «بانک جهانی» و «سازمان تجارت جهانی» با اعتراضات توده‌ای مواجه شده‌اند. مخالفان روند «جهانی شدن» معتقدند که حاکمیت بورس‌بازان بین‌المللی بر بی‌ثباتی اقتصاد جهان می‌افزاید و نابرابری میان طبقات و اقشار اجتماعی را تشدید می‌کند. درنتیجه‌ی این وضع، دره‌ی ژرفی میان کشورهای سرمایه‌داری بزرگ و کشورهای تحت استثمار به‌وجود می‌آید که کشورهای اخیر را به‌زباله‌دان کشورهای گروه اول تبدیل می‌کند. به‌باور اینان، «جهانی شدن» 1- به مداخله‌ی بی‌رحمانه در مسایل داخلی کشورها- به‌طور عمده به شکل نظامی- منجر خواهد شد. که نمونه‌های آن را می‌توان در تجاوز به کشورهایی چون یوگسلاوی، عراق، افغانستان و هزاران خون ریخته شده در این کشورها مشاهده کرد. 2- با تشویق مصرف بی‌رویه، محیط زیست بشر را نابود خواهد کرد که پیامد آن زندگی کل انسان‌ها را به مخاطره خواهد انداخت. 3- با تقویت جنون‌آمیز رسانه‌های جمعی، محیط زیست فکری بشر را در معرض تهاجم فرهنگ مبتذلِ تحمیق، خشونت و اخلاق‌ستیزی قرار خواهد داد. یکی از پیگیرترین مخالفان این نوع «جهانی شدن» فیدل کاسترو است. رهبر انقلاب کوبا تأکید می‌کند که در پشت چنین روندی منافع گروهی کوچک از شرکت‌های فراملیتی و کشورهای امپریالیستی قرار دارد. کاسترو به‌طور خستگی‌ناپذیر از ماهیت تجاوزکارانه‌ی این شرکت‌ها و کشورها پرده برمی‌دارد.

روشن است که انسان روز به روز در دانش و فن‌آوری، تواناتر می‌شود اما این نیز روشن است و واقعیت جهان بر آن مهر تأیید می‌زند که تکامل نیروهای مولده به‌خودی خود به پیشرفت اجتماعی، عدالت و آزادی منجر نخواهد شد. در این‌جا ابتدا باید نکته‌ای را روشن کنیم. روند «جهانی شدن» در واقع از دیرباز و با شروع تاریخ بشر آغاز شده است. آیا پراکنده شدن قبیله‌های انسانی در سراسر جهان، اولین گام در روند جهانی شدن نبود؟ آیا تمام دستاوردهای بشری، از جمله کشف آتش، اهلی کردن حیوانات، آغاز کشاورزی و آبیاری و دستیابی به فلزات و چرخ و بادبان نمایانگر تسلط بشر برنیروهای طبیعت و بیانگر بسط مرزهای فعالیت او نیست؟ آیا اهمیت کشف نقاط مختلف جهان و ارتباط با آن‌ها کم‌تر از کشف سیاره‌ها و ارتباط با آن‌هاست؟ پس بهتر آن است که از مرحله‌ای نوین در روند همیشگی جهانی شدن سخن بگوییم. آمیزش اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بشر از دیرباز آغاز شده و هرگز نیز هموار و بدون کشاکش نبوده است. جهانی شدن در قرن بیستم نیز از همین قانون پیروی می‌کند؛ یعنی روندی کاملاً نامتجانس و هم‌راه با تشدید تضادهای اجتماعی و مبارزات گوناگون برای حل آن است.پدیده‌ی «جهانی شدنِ» عصر حاضر را باید در برخی ویژگی‌های دوران معاصر دید که عبارت است از: 1- از دیدگاه فن‌آوری، فعالیت‌های اقتصادی انسان به شدت اوج گرفته است. بهره‌برداری از اقیانوس‌ها و راه‌یابی به فضای کیهان، ابعاد حیرت‌انگیزی به خود گرفته است. آفریده‌های انسان از جمله تولید شگفت‌انگیز انرژی، گسترش اعجاب‌آور ترابری و پیشرفت‌های چشم‌گیر در زمینه‌ی شبکه‌های ارتباطی، مسکن و غیره با امکانات «طبیعت» هم‌طرازی می‌کند. 2- از دیدگاه اقتصادی، تقسیم کار جهانی وارد مرحله‌ی نوینی شده است. روابط تولیدی متقابل و زنجیره‌های فن‌آوری، گام به گام مرزهای ملی را پشت سر می‌گذارد و کل جهان را دربرمی‌گیرد. هم‌راه با این روند، تمرکز و فراملی شدن مالکیت بر وسایل تولید جریان دارد. در نتیجه، اقتصادی فراگیر که هم‌چون پیکری یگانه عمل می‌کند، شکل می‌گیرد که در درون آن همه چیز به یک‌دیگر ارتباط دارد. 3- از دیدگاه سیاسی، این هم‌گرایی اقتصادی، روابط دولت‌ها را نزدیک می‌کند، زیرا امکان گردش آزاد کالا، سرمایه و نیروی کار باید فراهم شود. جهان از مرحله‌ای که در آن، روابط بین‌المللی را قراردادهای دو یا چند جانبه تنظیم می‌کرد، به مرحله‌ی همایش‌های بین‌المللی با سطح بالاتری از هم‌گرایی سیاسی گام می‌گذارد.  نمونه‌ی این وضعیت را می‌توان در ادغام کشورهای اروپای غربی در «جامعه‌ی مشترک اروپا» با نهادهای ویژه و فرا ملی آن مشاهده کرد. 4- همکاری و ارتباط فرهنگ‌های مختلف بیش از پیش افزایش می‌یابد و فضای فرهنگی یکسان و فراگیر در مقیاس جهانی پدید می‌آید. در نتیجه‌ی این شرایط: 1- روز به روز دشواری‌های بزرگ و بغرنجی پیش می‌آید که حل آن‌ها در توان یک یا چند کشور و متحدان منطقه‌ای آن‌ها نیست؛ بلکه تلاش و کوشش مشترک جامعه‌ی انسانی را می‌طلبد. این دشواری‌ها عبارت است از: حفظ محیط زیست، تغذیه‌ی جمعیت روبه‌رشد کره‌ی زمین، جستجوی منابع جدید انرژی، حفظ صلح، تأمین بقای بشریت در عصر اتم و... 2- روند ادغام و هم‌گرایی در سطح جهان، شتاب شگفت‌انگیزی به خود گرفته است. بزرگ‌ترین شتاب‌دهنده‌ی این روند، انقلاب اطلاعاتی است.

بسیاری از رویدادهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که در نقطه‌ای از جهان روی می‌دهد به سرعت اثر خود را در دیگر نقاط جهان باقی می‌گذارد. روند تصمیم‌گیری و اجرای آن به شکل بی‌سابقه‌ای شتاب گرفته و از نظر فنی، امکان پیدایش دستگاه اداری جهان فراهم شده است. دستگاه‌های پیچیده از جمله کامپیوتر دیگر تنها به گروه کوچکی از نخبگان جامعه اختصاص ندارد؛ بلکه به ابزار روزمره‌ی توده‌های میلیونی تبدیل شده است. از نظر فرهنگی، این شرایط را تنها می‌توان با دوران اختراع دستگاه چاپ مقایسه کرد. به این ترتیب از نظر فنی این امکان پدید آمده است که در سطح جهان یک نظام ارزشی یگانه و یک‌نواخت شکل بگیرد. بنابراین از یک‌سو ضرورت عینی وجود یک مرکز کنترل کننده‌ی سیاسی و اقتصادی و از سوی دیگر امکان مادی و فنی ایجاد چنین مرکزی پدید آمده است. زمانِ چرخشی کیفی در تکامل تمدن بشری فرا رسیده و در عمل امکانات عینی آن فراهم شده است. اما برای تحقق ذهنی آن باید موارد زیر را مورد توجه قرار داد: 1- بشر از این به‌بعد تنها می‌تواند در کل خود تکامل یابد. درغیر این صورت، قادر نخواهد بود به آسانی بر مشکلات غلبه کند. 2- بشر می‌تواند و باید این تکامل را آگاهانه و با برنامه رهبری کند. 3- سطح فن‌آوری، این امکان را پدید می‌آورد که بتوان برای بغرنج‌ترین مسایل این روند، راه حل‌هایی یافت. بنابراین معیارهای جدیدی برای پیشرفت‌های علمی- فنی- سیاسی- اجتماعی و فرهنگی لازم است. اما پرسش این است که این معیارها چیست؟ موضوع برسر تصمیم‌گیری درباره‌ی منافع اجتماعی، سیاسی و ملی کشورها و مردم جهان است: این منافع تا کنون مختلف و گاه متضاد بوده است و روشن است که از این پس هم این‌گونه خواهد بود. حال پرسش این است که در روند «جهانی شدن» کدام سمت‌گیری پیروز خواهد شد؛ به سخن دیگر، وضعیت کنونی جهان، دیدگاه پایه‌گذاران فلسفه‌ی علمی مارکسیستی- لنینیستی را تأیید می‌کند که هر انقلابی (از جمله انقلاب علمی- فنی) دقیقاً مسأله‌ی قدرت را مطرح می‌کند و باید افزود که منظور از قدرت، تنها قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی نیست؛ بلکه قدرت اطلاعاتی، فرهنگی و معنوی را نیز شامل می‌شود.

پاسخ کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته به این پرسش مشخص است: هم امروز و هم در آینده، جهانی شدن را ما رهبری می‌کنیم؛ جامعه‌ی بشری متناسب با الگوهای ما سمت‌گیری خواهد کرد. برای تهیه و ارایه‌ی این الگوهاست که سرمایه‌داری، گروهی از بهترین متفکران جهان سرمایه‌سالار را به‌خدمت گرفته است. جامعه‌شناسانی مانند «والراشتاین»، فیلسوفانی چون «پوپر» و «فوکویاما»، سیاست‌مدارانی مانند «برژینسکی» و سرمایه‌دارانی چون «آتالی» پدران فکری الگوی جهانی شدن سرمایه‌داری هستند که به اختصار به نظریات آن‌ها می‌پردازیم:

1- «والراشتاین» معتقد است که جهان، سیستم یا نظامی یگانه است. این نظام را با ویژگی روابط متقابل هسته‌ی مرکزی (غرب) با نوار حاشیه‌ای یعنی کشورهای پیشین «جهان سوم»